خنده

یه روز تو تاکسی ، من و یه زن با یه بچه بغلش و یه مرد کهنسال عقب نشسته بودیم. بچه خیلی گریه میکرد و مامانشو اذیت میکرد.
هممون کلافه شده بودیم.
یهو این آقای کهنسال رو به بچه کرد و گفت :
اگه اذیت نکنی یه شکلات بهت میدم!
... 
بچه هم همون جوری که داشت گریه میکرد رو کرد به مرده و گفت:
"تو گ....ه نخور"!!!
(آقا ما رو میگی از خنده اشکمون در اومده بود و مرده هم از خجالت سرخ شده بود و تا مقصد جیکش در نیومد!)

/ 1 نظر / 24 بازدید
alone

سلام دوست عزيزم وبلاگت حرف نداره وبلاگ به سزايي داري با اين وبلاگت ميتوني درامد عالي داشته باشي فقط کافيه تو پارس پا عضو شي ميتوني به ازاي تمام بازديدت پول خوبي برداشت کني پرداختي اين سايتم خيلي عاليه مثل ساير سايت ها نيست بعد از عضويت در اين سايت بايد از قسمت دريافت کد کد رو برداري تو قسمت تنظيمات وبلاگت بذاري علاوه بر اينها اين سايت قرعه کشي ها و مسابقه هاي زيادي داره که ميتوني توش شرکت کني با اين لينک ميتوني ثبت نام کني http://3pas.ir/?q=regnuser&moref=5437